تبليغاتX
عکاسخانه

 


آه ای بالا بلند ترین دختر زمین

که چشمانت منقوش هیچ دفتر شعری نیست

با توام

تو که به اندازه تمام دریاهای زمین با من دوری

و کاغذ بادهایت با کاغذهای فلسفه

آسمان تا زمین

توفیر دارد

شبی در همسایگی ات خواهم خفت

تا شاید در صبحدمی

مرا هم

به دنباله بادبادک هایت

آسمانی کنی ..



تقدیم به ایشا و رویا نوری عزیز برای نوشتن اشعارشون در قسمت نظرها

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت   توسط ابراهیم حصاری  | 

برای ادامه فیلمبرداری باید به جزیره لاوان میرفتیم سفر خوبی بود اما اصلا عکسهای خوبی نگرفتم شاید یکی از دلایلش درگیر شدن برای عکاسی صحنه بود اما این بیشتر شبیه یه توجیه هست و اینکه باید اعتراف کنم حس کردم عکاسی هنر مشکلیه که فقط دارم اداشو در میارم و نمیدونم این تمرینها روزی نتیجه میده یا نه درست مثه روزی که از تاتر دراومدم چون دیدم اهلش نیستم و استعدادی هم نیست که بهش آویزون بشم امیدوارم برای این یکی اگر قراره این اتفاق بیفته کمی دیرتر .
اینو بارها گفتم اما تکرار میکنم بسیار علاقه دارم وقتی کامنتامو میخونم لااقل چند نقد خوب و تذکر ایرادهای عکسامو از طرف دوستان اهل فن وهنرمندم ببینم .

 

و اما توضیح کوتاهی در مورد کامنت دوست جدیدی به اسم سینا
من در لوگوی وبلاگم در مورد استفاده از عکسام توضیح دادم و مخصوصا دوستان عکاسخانه به راحتی میتونن از عکسها استفاده کنن حتی عکسهایی که در آرشیو شخصی دارم با کیفیت خوب براشون ارسال میشه وبه همین خاطر علیرغم توصیه بعضی دوستان اسم خودم و وبلاگ روی عکسها قید نمیشه و تنها مساله وتقاضا اینه که عکسها به نام شخص دیگه ای ذکر نشه چون بعضی عکسها رو در نمایشگاه و یا جشنواره ها شرکت میدم که آخرین اونا درنمایشگاهی در تهران و نیشابور بود که هیرای عزیز بهتر در جریان اون هست چون متاسفانه اسم نمایشگاه هم یادم نیست.ممنونم

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت   توسط ابراهیم حصاری  |