تبليغاتX
عکاسخانه

سلام و تشكر از همه دوستان خوبم

من او‌‌مدم يه سفر عكاسي

زنجان تهران اصفهان ابهر و مشهد و شاهرود 

از دوستاني كه نتونستم بهشون سر بزنم عذر ميخوام

سعي ميكنم دست پر بر گردم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت   توسط ابراهیم حصاری  | 

 

۱۲

امروز سیزدهمین روزیه که سال ۸۶ داد میزنه سرمون که نشون بده یک سال گذشته و بعضی ها مثه من که سالهای قبل رو مثه یه بز سر کردن دپرس بشن و تا سیزده روز روزه سکوت بگیرن ؛مخصوصا اگه درست دم دمای توپ در کردن یه جورای دیگه هم ناخوش از سال ۸۵ اومده باشن اینور سال یعنی یه پاشون اونور ویکی اینور میبینین چه وضعیت خطرناکیه.پس حق بدین که به روز نشده باشم.نمیدونم تا حالا تو زندگی چند بار به مرز رسیدین (نه اون مرزی که شما فکر کردین)منظورم مرز دو تا جریان هست جایی که مثلا دو قطب متضاد از هم جدا میشن مثه اهنربا .منفی ومثبت .خوبی وبدی . کوری وبینایی (بید مجنون یادتون هست)و بالاخره پیری وجوانی فکر کنم از این آخریه ههمون بیشتر حساب ببریم در هر صورت برای یه لحظه وقتی که توپ ۸۶ ترکید انگار صاف اومد خورد تو ملاج من وبرای یه لحظه یاد سن خودم افتادم و اینکه یه سال دیگه هم گذشت وبدتر اینکه چطور گذشت و چه کردم.اون لحظه لحظه بدی بود اینکه میگم مرز اونجا بهش رسیدم وباید بگم خیلی سخته اینکه حس کنی افتادی تو یه سرازیری اخه سرازیری معمولا سرعتت رو بیشتر میکنه نمیدونم تا حالا از کوه پایین اومدین وقتی که شروع به دویدن کنی دیگه ایستادنی در کار نیست تا ...



خواهر یه چیزی میگم بر نگردین نگاه کنین:این پسره از تو ماشین داره عکس میگیره میخواین به شوهرامون بگیم

من هیچی نمیگم فقط عبرت بگیرن اونایی که میخوان ازدواج کنن تازه ندیدین جارو زدنشو

لعنت به هر چی پیک نوروزیه. میگم نکنه نامه میخونه؟

مرد :عزیزم داریم میوفتیم تو آب میخوای برگردیم قلیونو چاق کنیم

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت   توسط ابراهیم حصاری  |