بالاخره بعد از چند ماه تونستم بیام مرخصی یه هفته اس که نیشابورم .روزای خوبی بود . هر چند هوا خیلی سرده اما همینکه بچه هارو دیدم میارزید .دیشب هم اومدم شاهرود برای یه عمل کوچولوی تنفسی . بعد از عمل هم دوباره برمیگردم نیشابور اینجا هم بیکار نبودم حتی تو بیمارستان هم چند تا عکس گرفتم . دعا کنید مشکلی پیش نیاد . من خیلی از دوستانم رو ندیدم اگه کسی به اینجاد سر زد مخصوصا دوستان هنرمند(به جز رضا معتمدی) میتونن با شماره ام تماس بگیرند ( XXXXXX) من تا یه هفته دیگه نیشابور هستم .راستی خانم النا لطف کردن نسبت به من .فقط میخواستم بپرسم شما که چند سال ایران نبودید اونجا با واژه بومی چقدر کلنجار رفتید . من ممکنه خاطرات خوشی در جغرافیای شهرم نداشته باشم اما هیچوقت نمیخوام به داشتن کارت کیشوندم افتخار کنم. شرکت در جشنواره نیشابور ودر بین دوستانم بی اهمیت تر از مثلا جشنواره مستند کیش نیست . نه من که فکر میکنم تمام همشریان دیگمون هر جا که باشن زیاد مایل به پنهان کردن هویتشون نباشن. واز طرفی من یه عکاس حرفه ای نیستم که حضورم به ضرر بقیه باشه من هنوز درگیر الفبای عکاسی ام .بهر حال از اینکه همشهری شمام خوشحالم.در مورد کیفیت پایین عکسها باید بگویم مشکل از من است .هنوز به خیلی از موارد آشنا نیستم .
چون من از همه عکاستر بودم و قدیمی (تقریبا از دوره ناصر الدین شاه ) مقام اول بخش آزاد عکاسی رو دادن به من بقیه هم که مهم نیستن .راستی این عکسارو حمید ناصری برام فرستاده .باتشکر از ایشان
پنجمین جشنواره ویازدهمین هفته فیلم وعکس (نیشابور)
دبیر جشنواره: محمد رضا چایفروش
داوران بخش عکس: دکتر سعید ملکیانی - مسعود سلیمانی - علی قدمیاری
نتایج بخش عکس جشنواره
بخش آزاد
نفر اول : ديپلم افتخاربهمراه جایزه نقدی به ابراهیم حصاری
نفر دوم: " " " " " " " " " " به مهدی بهزیون
نفر سوم :" " " " " " " " " " به النا رباط جزی
با تقدیراز:محمد خزری مقدم و محمد خیر خواه
بخش آئینها
نفر اول:ديپلم افتخار بهمراه جایزه نقدی به مهدی بهزیون
نفر دوم :" " " " " " " " " به مهدی دشتی
نفر سوم: " " " " " " " " به علیرضا فیضی
با تقدیراز:مهدی طاغونی
بخش ویژه(پیامبر اعظم)
ديپلم افتخار بهمراه جایزه نقدی به حمید ناصری مقدم

این حاجی سلامته . همون که گفتم اومده بود تو خوابم، رئیس انجمنه و همیشه پشت سرش غیبت میکنیم اما الان که ازش دورم یه کم دوستش دارم .

این دوتا جزو داوران البته اگه به اینا بود عمرا" اگه من اول میشدم

اینو نمیشناسم فقط به خاطر این عکسشو گذاشتم که یکی از عکسای منو گذاشته تو قاب

این وسطیه دبیر جشنواره اس خیلی هم با حاله .تو هر جشنواره ای که این داور باشه من عکسامو میفرستم .سمت چپی داور نیست .اصلا هیچی نیست .همینجوری زنده اس. جزو یکی ازبزرگترین اشتباهات خلقته. حاجی سلامتو همین پیرش کرد .

چرا؟ چون یکی از رازهای موفقیته .این رضا از بچگی همین کارو میکرد الان هزار ماشالا هم دوباره داره میره آلمان هم اینکه داره ازدواج میکنه. منم امروز دنبال بلیط هواپیما در بدر تو آژانسام بخاطر اینکه روز جمعه برسم به مراسمشون .چیکارش کنیم بعد ۳۰ سال یه نفر پیدا شد به غلامی قبولش کنه.

فیلم مستند قهوه خانه اکبراسد به نویسندگی و کارگردانی رضا شیخلانی به بخش بین الملل جشنواره ماکس اوفولس در کشور آلمان راه یافت . این جشنواره از جشنواره های معتبر سینمایی فیلم( مستند و داستانی) کوتاه جهان است.

جشنواره ماکس اوفولس آلمان طی روزهای 26 دیماه الی 5 بهمن ماه( 15 لغایت 25 ژانویه سال 2007 میلادی) در شهربرلین برگزار می شود و این فیلم ساز جوان نیشابوری به نمایندگی از ایران در این جشنواره حضور دارد


در این راستا طی گفتگوی چهار ساعته ای که با حاجی سلامت داشتیم ایشان دوباره اظهار کردند :
(وازوم بچای قدیم)
اینهم چند عکس از بازیگران وخوانندگانی که در کیش اجرای برنامه داشته اند. البته اعتراف دارم که عکسها عکسهای ضعیفی هستند .یکی از دلایل آن این بود که در زمان عکاسی تنها چند روز بود که این دوربین را خریده بودم و برای اولین بار با دوربین دیجیتال حرفه ای کار میکردم .هر چند عذر موجهی نیست.

دوست خوبم شاهین آرین (اکتیو وپر انرژی) او عاشق عکس است ،ومتخصص فیگورهای اینجوری

ایرج که حالا کم کم جای خود را به پسرش احسان خواجه امیری میدهد

این لبخند همیشه با فاطمه گودرزی هست

یکتا ناصر این یکی شوخی بردار نبود البته خودش از عکسها خوشش آمد

بهنوش بختیاری

مجتبی کبیری متین و با شخصیت

شهرام عیوضی(محمد رضا)وشهرام معصومیان اصرار عجیبی داشتند که حتما یک عکس دو نفره داشته باشند
در پست بعدی عکسهای بیشتری از دیگر هنر مندان خواهم داشت
با توجه به محدودیت سوژه در کیش موضوعات عکاسی من هم بیشتر متمرکز بر دریا ومناظر است .البته عکاسی اجتماعی یکی از موارد مورد علاقه من است که امیدوارم با راهنمایی دوستانی چون محمد رضا چایفروش ودیگران بزودی در این زمینه بتوانم فعالیت کنم .چون نزدیک شدن و ورود به دنیای بعضا شخصی آدمها مهارت وتکنیک خاص خود را میطلبد.







پخش فیلمی در مورد تولد حضرت مسیح (ع) روز یکشنبه با تبلیغات وسیع در واتیکان اجرا شد.
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»، مراسم افتتاحیه این فیلم در حضور بیش از 7000 تماشاگر از اقشارمختلف واتیکان در یک سالن مجلل به نمایش در آمد ولی پاپ بنفیکت شانزدهم در این برنامه حضور نداشت.
کارگردان این فیلم می گوید: فکر می کنم پاپ بیش از حد گرفتار امور شخصی است.
در این فیلم که در ایتالیا، فرانسه و آمریکا روی پرده رفته است، جریان "حاملگی حضرت مریم مقدس" و مسافرت او به همراه جوزف به شهر بترهام محل تولد حضرت مسیح، به نمایش در می آید.
شهره آغداشلو بازیگر مطرح ایرانی و برنده جوایز متعدد بین المللی، در این فیلم نقش "الیزابت" را که در سن بالا حامله می شود را به عهده دارد.
آغداشلو در این مورد می گوید: با نقش اصلا آشنا نبودم، حتی تحقیقات زیادی نیز در مورد این نقش کردم، اما مطالب زیادی پیدا نکردم.
وی که سه دهه در آمریکا زندگی کرده است، همچنین گفت: قبلا در خانه ام، انجیل فارسی داشتم، اما کمتر به مطالعه ی آن پرداخته بودم.

آغداشلو در بخش دیگری از گفت وگو افزود: بعضی از مردم بعد از یازده سپتامبراستعدادهای خودشان را ازدست داده اند ، من هم خیلی مشکل برایم پیش آمد که زیاد جدی نبود.
کاندیدای دریافت بهترین بازیگر نقش مکمل زن در جشنواره اسکار در سال 2003، اضافه می کند: وقتی در هتلم در فیلادلفیا برای حضور در مراسم افتتاحیه فیلم، آماده می شدم، برخی از مردم به خاطر ایرانی بودنم به شکل خاصی نگاه می کردند و من می توانستم بفهمم که منظورشان چیست.آنان با خود می گفتند، که این زن در کشور ما چه می کند و چه می خواهد؟
وی گفت: در این موارد من معمولاً لبخند می زنم و یک مکالمه دوستانه با آنان انجام می دهم.
او در این مورد، خاطره ای به ذهنش می رسد: پیرمرد 80 ساله ای در مغازه اطراف منزلم است که من همیشه به او سلام می کنم، هر چند او همیشه به محض دیدن من در آن حوالی، خود را قایم می کند.
این بازیگر مطرح ایرانی، جریان بازیگر شدن خود را اینگونه توضیح می دهد: مشکلات زیادی با خانواده ام داشتم، آنان می خواستند من رشته پزشکی را انتخاب کنم، اما من به بازیگری علاقه داشتم. پدرم هم آروزومند تحصیلات بالا برای من بود ولی روزی به من گفت اگر می خواهی یک زن ساده خانه دار باشی، پس به این راهی که می روی ادامه بده.
وی ادامه می دهد: بالاخره با مردی آشنا شدم که وقتی به او گفتم می خواهم هنرپیشه شوم از این ایده ی من استقبال کرد. من با او ازادواج کردم او فرشته ی من بود و چراغ هدایت من.
آغداشلو در پایان گفت و گو در مورد بازی در نقش «الیزابت» می گوید: گرچه بازی در این فیلم را افتخار بزرگی می دانم، اما اصولاً از بازی در فیلم های مذهبی خوشم نمی آید.
واما جونم براتون بگه که:دیشب شخصی قدم به خواب ما گذاشت که اول کمی ما را ترساند وبعدکه اورا بجای آوردیم خوابمان را آب وجارویی کرده تا گرد خستگی از قدومش بزدائیم .حاجی آقا سلامت بادی گفتیم وکمر به همتش بستیم .واما چو گویند رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون ،ما را بر آن داشت که دلیل التهاب حاجی واینکه بی خبر وآنهم در نیمه های شب (حدودا ساعت ۵/۲ )به خواب رعیت مشرف شدند را بپرسیم ،که فرمودند :مگر نه اینکه در ابتدای خلقت سینما توغراف در این دیار ابراهیم خان عکاسباشی از حاجی آقایی چو ما فیلمها گاها بصورت نیم رخ وتمام برداشته وبر سر در تماشاخانه ها با عزت وکمال میخ نموده اند .گفتیم:هوم .برافروخته از جسارت ما گفت :ومگر نه اینکه ما هم در روزگاری چنین کردیم .وما چون کلافه پرسیدیم که:خاب هال چی مین حج آقا. گفت:ابرام شنوفتیوم وبلاگ بزی ییی . ودر ترجمه باید بگویم منظورشان ثبت عکسهای هنر نمایی حاجی آقا در فیلمی از روزگاران کهن (که به طریق ۸ میلیمتری توسط عکاسباشی که من باشم تصویر گردیده است) بود در وبلاگ که گاها به روزش میکنیم. واما بیشتر به چهر این بزرگ مرد با چشمان پف کرده که نگریستیم حقیقتی تلخ قلقلمان داد که کار کار مهدی دشتوک ویا رضای معتمد باید باشد.خدای از اینان نگذرد .
سر صحنه (یک روز خوشبخت ۱۳۷۴)از راست به چپ :امید لعلی -حاجی سلامت -من-داود زنجانی -احمد کاریزی..
(عکاس :محمد رضا چایفروش)

... یا نه ،خدا کنه مثه اینجا نباشه ،اینجا همونجوری که بوده هست هیچ فرقی نکرده ،همیشه یکی پیدا میشه که بگه چیکار کنی .یکی که به زور ...بهت بفمونه صلاح کارت چیه و راه راست کدومه، تا یه وقت اگه سر خرو کج کردی وخواستی به سمتی بری که احتمال ختم آن به سمت جهنم بود یواشکی در گوشت بگه!!

راستی اونجا از این حرفام میزنین یا نه .فکر نمیکنم ،ما همیشه حرف میزنیم بهتر بگم غر میزنیم،خودت که بودی میدونی ،هروقت ساکت میشیم تازه یادمون میاد گشنه ایم .اصلا بگذریم علی جان یه کم تو حرف بزن ..آخه حرفات برامون جالبه،یه بار بعد از رفتنت حسین نمیدونم چی ازت پرسیده که گفته بودی :عشق که نظر کنه باید بری .بعد یه تاریخ گفته بودی (۱۰ آذر )که به هر چی خواستیم ربطش بدیم نشد.راستی اینجا خبرا زیاده .ناصر عاشق شده زدنش.رضا هم شنیدم نزدنش وهمین روزا قراره داماد شه ودیگه خبری ازش ندارم .باقی خبرارو هم که اینجا نوشتم .باور کن خیلی دلمون برات تنگه .بعضی وقتا بد جوری هواتو میکنم .دیشب به مجتبی زنگ زدم ،ابوالفضل وخانومش هم که خوبن .دیگه از چی برات بگم .خیلی حرف دارم باهات که اینجا نمیشه گفت .بعضی وقتا که هوایی میشم اسمتو سرچ میکنم توی گوگل .میگم شاید ازت سراغی باشه.دلت نگیره ،چاره ای نیست .باید تو گوگل دنبال هم بگردیم .آخه هممون بد جوری گرفتاریم .میدونم چی میخوای بگی ، اما دیگه نمیشه ،باور کن .جمع شدنمون سخته .راستی تو که رفتی صفر پاتوقشو بست وآشپز خونه زد .یادته اولین شبی که ما رو بردی اونجا ،هیچوقت اونجوری برام درد دل نکرده بودی .سیزده بدر که با خانواده رفتیم بیرون بقیشو حتما یادته پای راحله در رفته بود .اما همه انقدر مشتاق بودیم برسیم به اونجایی که گفته بودی که هیچی مهم نبود .کنار دریاچه ماهی اولین عکسی بود که گرفتین .خیلی هوس کردم اون عکسو دوباره ببینم.تهران دانشگاه هنر (تا حالا یادم نمیاد کسی با اون صمیمیت بغلم کرده باشه)اصرار داشتی جلوی همه همکلاسیات بلند بلند با لهجه خودت حرف بزنی ،بعدم که خوابگاه وابوالفضل همراه و...راستی یادته تا ساعت چند بیدار بودیم .فرداشم که هیچوقت از یادم نمیره پارک لاله نیمکت پشت شمشادها وحرفهایی که برای اولین بار ازت شنیدم باورم نمیشد اصلا به قیافت نمی اومد ،همیشه فکر میکردم بی درد تر از این حرفا باشی .شب دوباره با هم بودیم ،به داود زنجانی زنگ زدیم که فردا صبح بریم چیتگر .زودتر بلند شدی گفتی بارون شدیده اما اگه بخواین میریم.راستش اصلا حسشو نداشتم از داود هم خبری نشد داشتیم بیخیال میشدیم که زنگ زد بهش اصرار کردم حتما دوربین بیاره ، میدونم عادت بدیه اما دست خودم نیست .

همه چی جور شد سر راه رفتیم گمرک فکر کنم برای حسین سوقندی یا داود میخواستیم لباس بخریم شنیده بودم دل هیچ کسی رو نمیشکنی اما چجوری ندیده بودم سر لباس داود دودل بود وقتی فهمیدی طوری از لباسش تعریف کردی که تا چیتگر نیشش باز بود .فیلم چیتگرو بچه ها دیدن انقدر مارو خندوندی که ..راستی وقتی کنار آتیش ازت خواستیم بخونی وشروع کردی از فریدون فروغی و...بگذریم بوس کفتریتو عشق است..
به یاد علی سعدآبادی عزیز
امروز صبح زنگ زدم انجمن (سینمای جوان)حاج آقای سلامت گوشی رو برداشت ،سرشار از انرژی از جشنواره سینمای مستند کیش پرسید ،بعد با مسعود صحبت کردم ظاهرا امروز هفته فیلم وعکس شروع میشه .همه سرشون شلوغه .از بین ۱۳۰ قطعه عکس رسیده ۳۰ عکس از ۲۲ عکاس انتخاب شده برای نمایشگاه .در بخش فیلم هم ۲۵ فیلم مستند ،داستانی و۱۰۰ثانیه ای با هم رقابت خواهند داشت خیلی خوبه حسابی فعال شدن .خیلی دوست داشتم اونجا بودم .

کمتر کسی را در میان هنرمندان نیشابور میتوانی پیدا کنی که مسعود سلیمانی (سپهر)را نشناسد .مسعود شاعر ،عکاس ومعاون انجمن سینمای جوانان نیشابور ورئیس وبنیانگذار انجمن سیب زمینی است .این آخری نام غریبی دارد اما فضای گرمی بود پاتوق هنرمندان، که شرح بیشتر آن بماند در مجالی دیگر و شاید هیچگاه .تنها خاطره ای از آن مانده برای اعضایش که این اواخر بازوهایشان چیزی از قهرمانان پرورش اندام کم نمی آورد کیسه های پر ،سنگهای ....بماند .یکی از شعرهای او را خیلی دوست دارم که امروز صبح هم برایم خواند .
در آغاز هجرت ،
من وجاده،
به توافق رسیدیم ،
که او بماند،
ومن بروم.
چند عکس که در آخرین سفر به زادگاهم (نیشابور ) خیلی سرسری وبا عجله گرفتم آنهم در مسیر خانه پدری یعنی محله ای که در آن متولد شدم با بوی میوه وتره بار وسبزی (میدان بار )




دیروز توی تاکسی گوینده اخبار با بغضی غریب میگفت :کشورهای اروپایی و...در کمک به بازسازی بم آنگونه که باید عمل نکرده اند یا بقول عامه کم کاری کرده اند.چون سردرد شدیدی داشتم از شیشه حواسم را پراندم به سمت مرغای دریایی سفید مهاجر که این روزها وسط میدون وبلوار زیاد دیده میشن سردردم بهتر که شد دیگه رسیده بودم .دکمه آسانسور رو زدم تا ۴که بشمرم در باز میشه و باز مجبورم به آقای رنجبر سلام بدم ،کارت بزنم ومثل ۴سال گذشته بدون هیچ تغییری پشت میزم بتمرگم ،یا نه بذار ایندفعه یه کم تغییرش بدم برم روی بالکن بشینم شاید به رنجبر بگم چایی رو هم برام بیاره همونجا ،بعد بشینم ونیم ساعت وشاید تمام ساعت کاری مو زل بزنم به مرغای وسط میدون . سلام میکنم ومیرم سمت بالکن یکی از همکارام داره بلند روزنامه رو برای بقیه میخونه :راستی دویست وپنجاه میلیون دلار یعنی چند تومن .اینجا نوشته ایران دویست وپنجاه میلیون دلار به مردم فلسطین کمک کرده ...دیگه چیزی از حرفاش نمیفهمم چون رسیدم به بالکن ،وسط میدون هیچ خبری از پرنده های سفید نیست.سردردم برگشته باید به رنجبر بگم چایی مو بیاره پشت میزم.
این عنوان نمایشی است به کارگردانی مریم معینی که از امروز در تالار کوچک تاتر شهر روی صحنه میرود . در این نمایش که بصورت ترکیبی زنده وعروسکی اجرا میشود هادی عرب نرمی، ماندانا کریمی ورها نورمحمدی به عنوان (عروسک گردان )عباس تقی آبادی(اجرای نور و دکور) مرضیه سرمشقی، ملیحه رضاخان،المیرا طالبی ،فرزانه عاقلی ،لیلا مدون پور،غزاله مرادیان،مجتبی معاف و سمیه نادری(بازیگران)وعلی معینی بعنوان(آهنگساز) با وی همکاری داشته اند.

بی شک وبه اقرار همه رضا شیخلانی یکی از دوستان بااستعدادومحجوب عکاسخانه است کم توقعی در رفاقت و...از خصوصیات این آدمه .مدتی قبل فیلمی ساخت با عنوان(قهوه خانه اکبر اسد ) که برای مراحل فنی وصداگذاری وتدوین آن سفری به آلمان داشت .قرار بود که عکسها ومشخصات کامل آنرا برایم بفرستد که در صورت در یافت شرح کامل آنرا خواهم نوشت.این آدم آخر احساسه (با استناد به عکس)گوربته باخروم

ناصر عبدالهی هم مثل خیلی از کسانی که باور رفتنشان برایمان سخت است رفت . شاید سه ماه قبل لحظه ای که خسته از سن اجرایش در کیش برای آخرین بار پایین آمد ،عرقش را خشک کرد وشاید برای آخرین بار جلوی دوربین ژست گرفت وزیر نور فلات به من خیره شد وگفت:ببینم چه میکنی ،هرگز نه من ونه خودش ونه حتی آن دختر خردسال بندری که آخرین امضا را با روی خوش ناصر گرفت فکر نمیکردیم این آخرین دیدار باشد .

یکی از همین روزا روی شب پا میذارم توی قاب لحظه ها عکس فردا میذارم

امروز که داشتم در آرشیو دنبال عکسی میگشتم چشمم به فایل عکسهای او افتاد .جالب است در آخرین عکسی که از اوگرفته ام چشمهایش رابا همان آرامش همیشگی بسته است .
یادش گرامی

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم
شنیدم یکی دیگه از دوستان عکاسخانه
فیلمش رو که به منم
نشون داده بود وکلی ازش تعریف کرده بودم.
زده زیر بغلش وبرده توی یه جشنواره خارجی شرکت داده

جشنواره کلرمون فران کشور فرانسه برای 29 سال متوالی است که برگزار می شود و معتبرترین جشنواره فیلم کوتاه جهان است که طی روزهای 6 الی 14 بهمن ماه "26 ژانویه الی 3 فوریهسال 2007میلادی " در کشور فرانسه برگزار می شود و از بین 4278 فیلم ارسالی از 50 کشور جهان 73 اثر انتخاب شد که حمید ناصری مقدم فیلم ساز نیشابوری نماینده ایران در این جشنواره است.
این موفقیت رو به آقای حمید ناصری مقدم تبریک میگیم وسفر خوشی رو براش آرزو داریم
در این راستا طی گفتگوی چهار ساعته ای که با حاجی سلامت داشتیم ایشان اظهار کردند :
(وازوم بچای جدید)
نام فیلم:دور زدن

نویسنده وکارگردان:حمید ناصری مقدم
تصویر :حمید نبی زاده
تدوین:کاوه قهرمان
بازیگران:سید جواد حسینی و...